السيد موسى الشبيري الزنجاني

4240

كتاب النكاح ( فارسى )

سوم : زوجها قبله يعنى قبل از عقد جد ، يعنى در زمينه تشاح اگر پدر پيشدستى كرده تزويج نمايد ، عقد او صحيح است و الا فالجدّ اولى . چون محتملات روايت مختلف است نمىتوانيم منحصراً در مورد نزاع پدر و جدّ كه هر دو قصد تزويج دارند ولى پدر اعتنا نكرده و زودتر عقد مىكند به آن استناد كنيم و چون در خصوص اين معنا ظهورى ندارد و ممكن است مراد معناى ديگرى باشد نمىتواند با روايات سابق معارضه كند . 6 - روايت ابى العباس عن ابى عبد الله عليه السلام قال : اذا زوّج الرجل ، فابى ذلك والده ، فان تزوج الاب جايز و ان كره الجد ، ليس هذا مثل الذي يفعله الجدّ ثم يريد الاب أن يردّه « 1 » . مرحوم صاحب جواهر در معناى عبارت « ليس هذا مثل الذي يفعله الجدّ » مىفرمايند : منظور اين است كه « يريد أن يفعله » زيرا اين تعبير يك تعبير عرفى و رايج است كه مىگويند فلانى چنين كارى مىكند و مرادشان اين است كه : بنا و اراده دارد اين كار را انجام دهد . بنابراين معنا ، وقتى جدّ قصد كند عقد را براى فردى منعقد كند در مقابل او پدر حق ندارد عقد ديگرى بنمايد . و در نتيجه با روايتهاى ديگر كه نفس ميل جدّ منشأ ترجيح مىشود تطبيق مىكند . ولى به نظر ما ذيل حديث قابل وجهين است : يكى اينكه در خارج عملى را انجام دهد ، ديگر اينكه در صورت اختلاف ، جدّ بنا داشته باشد آن را به جا آورد . و چون هر دو معنا محتمل است و ظهورى در معناى دوم كه صاحب جواهر ادعا كرده‌اند ندارد . لذا روايت يك نحو اجمالى پيدا مىكند . جمع روايات : بعضى تقدم در روايتى كه هواى پدر را مقدم داشته ، حمل بر تكليف كرده و اولويت را نيز بر اولويت تكليفى - استحبابى يا لزومى - حمل كرده‌اند . ولى به نظر ما ظاهر اولى بودن ، به خصوص با توجه به اين كه در صدر بعضى از روايات صحبت از جواز وضعى مطرح شده و اولويت در اين سياق مطرح شده

--> ( 1 ) - وسائل ، ج 20 ، ص 291 ، ح 6 .